تبليغاتX
یادداشت های دل من

دختران ايراني نازترين عکسهاي ايراني

عکسهاي خفن ايراني

نازترين عکسهاي ايراني

نازترين عکسهاي خارجي

عکس هاي خارجي

کليپ عکسهاي خفن ايراني هاي ايراني

کليپهاي ايراني

یادداشت های دل من

یاداشت های دل من


بارون و بارون و بارون

 

وقتی حرف از بارون می شه دیگه نیازی به مقدمه  چینی نیست

امروز  یه بارون حسابی اومد خیابونا خیلی قشنگ شدن

راستش بارونو خیلی دوست دارم  خیلی زیاد  هم من و هم اون

اون روزی که زیر بارون  داشت قدم میزد رو هیچ وقت یادم نمی ره

ولی  یه افسوس اونم اینکه منو به اندازه بارون دوست نداشت و نداره  که ای کاش ...

هرچند سالهاست که  همه چیز تموم شده ولی خاطره ها زنده  و جاری اند در ذهن ما

وقتی بارون میاد یه حس غریبی پیدا می کنم ،حس میکنم با هاشم،دستاش تو دستامه،زیر بارون باهام هم قدمه

هرچند می دونم اینا همش یه حس تنها یه حس خالی

ولی زیباست  برای من زیباست و دوست داشتنی ...

 ***میچکد بر دفترم  ،  تا بشوید هر چه دارم  در سرم  / 

باز باران بی  بهانه می زند  بر جان خسته تا بشوید گونه ها رو از غبار سفله بسته /

 باز باران بی ترانه می زند بر دشت لاله تا بشوید زخم و درد  عاشقی را از درون قلب های زخم دیده /

باز باران بی نشانه میزند بر صاحبان این زمانه  تا بشوید رنگ تزویر و ریا را  از لباس مردم در خواب مانده /

حال باران در درون ابر پنهان می شود،رنگ و بویش از دیده میگردد نهان /

 میگریزد او از این درد عیان ، باز باران دور می گردد  زمن تا نبیند سیل اشک و آه من. ***

                                                                                             " ی عاشق بارون "

 

توسط مریم گلی |

 

از ترس اینکه قلبم ،

زیر آوار فراموشی ات بماند،

یک هفته است

 در پارک مقابل پنجره ات،

 چادر زده ام !!!

                                                          م.تهرانی"موفیت"

توسط مریم گلی |

تو تو تو

از چه بنویسم ؟
امشب که سقف بی ستاره اتاقم بر سرم سنگینی می کند ، مانده ام که از چه بنویسم ...
از آنهایی که دیروز با من بودند و امروز رفته اند یا از تو که همیشه حرفهای مرا می خوانی ...
از چه بنویسم ؟ از آسمانی که در حال عبور است یا از دلی که سوت و کور است ؟
از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان ؟ از خاطراتی که با تو در باران خیس شد یا از غزلهایی که هیچ وقت سروده نشد ؟
باز چه بنویسم ؟
از چتری که هرگز زیر آن نه ایستادم یا از حرفهایی که هرگز به زبان نیاوردم ؟
من عاشق خیابانی هستم که قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم ، من دلبسته درختی هستم که فرصت نشد اسممان را روی آن حک کنیم ...
اگر قرار باشد بنویسم ...
باید در همه سطرهای دفترم حضور داشته باشی ، نفس های تو می تواند برگ برگ دفترم را از پائیز پاک کند ، من بیقرار حرفهای ناب توام ...

توسط مریم گلی |

یاد تو

نیمه شب آواره و بی حس و حال، در سرم سودای جامی بی زوال
پرسه ایی آغاز کردیم در خیال، دل بیاد آورد ایام وصال
از جدایی یک دو سالی میگذشت، یک دوسال از عمر رفت و برنگشت
دل بیاد آورد اول بار را، خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی آن اصرار را، آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود، چون من از تکرار او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با من او، هم نشین و هم زبان شد با من او
خسته جان بودم که جان شد با من او، ناتوان بود و توان شد با من او
شانه هایش شد خوابگاه خستگی، این چنین آغاز شد دلبستگی
وای از آن شب زنده داری تا سحر، وای از آن عمری که با او شد به سر
مست او بودم زدنیا بی خبر، دم به دم این عشق می شد بیشتر
آمد و در خلوتم دم ساز شد، گفتگوها بین ما آغاز شد
گفتمش ...
گفتمش در عشق پا برجاست دل، گر گشایی چشم دل زیباست دل

گر تو ذورق وان شوی دریاست دل، بی تو شام بی فرداست دل
دل زعشق روی تو حیران شده، در پی عشق تو سرگردان شده
گفت
گفت در عشقت وفادارم بدان، من تو را بس دوست میدارم بدان

شوق وصلت را به سر دارم بدان، چون تویی مخمور خمارم بدان
با تو شادی می شود غم های من، با تو زیبا می شود فردای من
گفتمش عشقت به دل افزون شده، دل زجادوی رخت افزون شده
جز تو هر یادی به دل مدفون شده، عالم از زیباییت مجنون شده
بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش، طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود، بحر کس جز او در این دل جا نبود
دیده جز بر روی او بینا نبود، همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود
خوبی او شهره عافاق بود، در نجابت در نکویی طاق بود
روزگار...
روزگار اما وفا با ما نداشت، طاقت خوشبختی ما را نداشت

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت، بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخر این قصه هجران بود و بس، حسرت و رنج فراوان بود و بس
یار ما را از جدایی غم نبود، در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود، سهم من از عشق جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست، ساده هم آن عهد و پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست، این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رست، رفت و با دلداری دیگر عهد بست
با که گویم او که هم خون من است، خسم جان و تشنه خون من است
بخت بد بین وصل او قسمت نشد، این گدا مشمول آن رحمت نشد
آن طلا حاصل به این قیمت نشد، عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست
با چنین تقدیر بد تدبیر نیست، از غمش با دود و دم هم دم شدم
باده نوش غصه او من شدم، مست و مخمور و خراب از غم شدم
زره زره آب گشتم، کم شدم

آخر آتش زد دل دیوانه را
سوخت بی پروا پر پروانه را
عشق من...
عشق من از من گذشتی خوش گذر، بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن زسر، دیشب از کف رفت فردا را نگر
اخر این یک بار از من بشنو پند، بر منو بر روزگارم دل نبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود، عشق دیرین گسسته تار و پود
گر چه آب رفته باز آید به رود، ماهی بیچاره اما مرده بود
بعد از این هم آشیانت هر کس است، بعد از این هم آشیانت هر کس است
باش با او، یاد تو ما را بس است

توسط مریم گلی |



میروی ؟ باشد!
خدا به همراهت... !
فقط لطفاَ در را پشت سرت محکم ببند !
نمی خواهم خیابان ها اسیر توفان شوند !!!

maryam.goli_07@yahoo.com

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب هاي نازترين

نازترين عکسهاي ايراني


بارون و بارون و بارون
تو تو تو
یاد تو
چتر و باران
سال نو
دست و آرزو
...از سپیده فردا
هوای حوصله ابریست
...دلم گرفته آسمون از

88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/02/01 - 88/02/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/02/01 - 87/02/31
86/12/01 - 86/12/29
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29

سایه روشن همایجان(محسن)
دارم از تو می نویسم...(ناناز)
براي سالها بعد مي نويسم(بهزاد)
صدای پای آّب(محمد رضا)
گریه کن گریه قشنگه(عسل)
دلتنگستان(میکاییل)
قصر خیال(میکاییل و مرجان)
عاشقان دیوانه نیستند
سهراب
دلتنگی ها(حسین)
سایت رسمی شاملو
تقریبا همه چی(m2jojo)

RSS 2.0

خدمات وبلاگی ها

قالب وبلاگ